متن سوالات و پاسخنامه آزمون كارآموزی وكالت سال ۱۳۹۰
نقش باورهای مذهبی در کاهش جرم
تفاوت تحصیل با بردن مال
تسلیت
اعلامیه جهانی حقوق كودك
شعر زیبا در وصف عدالت
===================*****باتشكر از بازدید شما*****=====================48 مقاله از دکتر ناصر کاتوزیان-قسمت اول
مقالات روی لینک زیر کلیک کنید
48 مقاله از دکتر ناصر کاتوزیان-قسمت اول
مصاحبه دکتر ناصر کاتوزیان با خبرگزاری مه ربا عکسهایی از دکتر
| اساتیدی که از علم روز واهمه دارنداخراج شوند/ اساتید قدیمی مافیا نیستند | ||||
| دکتر ناصر کاتوزیان با بیان اینکه مافیایی در میان اساتید قدیمی برای جذب اساتید جوان وجود ندارد گفت: اینکه گفته می شود اساتید قدیمی به دلیل واهمه از دانش اساتید جوان مانع جذب آنها می شوند خنده داراست و اگر استادی اینگونه باشد نه تنها بازنشسته بلکه باید اخراج شود. | ||||
|
به گزارش خبرنگار مهر، امیر ناصر کاتوزیان در سال 1310 در تهران به دنیا آمد. پس از طی دوران کودکی و نوجوانی به دانشکده حقوق دانشگاه تهران وارد شد و تا دوره دکتری را در همین دانشگاه خواند و به پایان رساند. دکتر کاتوزیان ۴۳ جلد اثر تألیفى و تحقیقى دارد. عدالت قضایى در دو جلد، گامى به سوى عدالت در دو جلد، مقدمه علم حقوق، فلسفه حقوق در سه جلد، حقوق مدنى، نظریه عمومى حقوق، کلیات حقوق، فرهنگ کاتوزیان، تاریخ انقلاب مشروطه ایران، آزادى اندیشه و بیان از مهمترین آثار وی به شمار می آید. سه روزی می شد در کمین دکتر ناصر کاتوزیان دانشگاه را قدم می زدم که بالاخره از طریق دانشجویان متوجه شدم استاد در همایش حقوق مطبوعات شرکت می کند. در روز همایش به اصرار از استاد خواستم تا وقتی را برای مصاحبه با خبرگزاری مهر در نظر بگیرد. دکتر کاتوزیان اصلا تمایلی به مصاحبه نداشت. از من اصرار از استاد انکار. تا اینکه پذیرفت روز دوشنبه 14 اردیبهشت به اتاق وی در دانشکده حقوق دانشگاه تهران مراجعه کنم. آنچه در زیر می آید ماحصل گفتگویی 30 دقیقه ای با دکتر ناصر کاتوزیان است. * خبرگزاری مهر - گروه حوزه و دانشگاه: به نظر شما حرمتی که این روزها از طرف دانشجویان، مسئولین و جامعه به استادان دانشگاه گذاشته می شود چگونه است از ان راضی هستید؟ - دکتر کاتوزیان: در مجموع نسبت به خودم راضی هستم. به ویژه دانشجویان آنقدر به من محبت می کنند که من شرمنده آنها هستم و حتی فکر می کنم بیش از استحقاقم به من توجه دارند. در مورد جامعه من شخصا راضی هستم و راجع به مسئولین نیز از نظر خودم گله ای ندارم اما فکر می کنم حرمت استاد را باید بیش از این نگه داشت. احترام استاد وقتی رعایت می شود که بازنشستگی به عنوان یک مجازات به کار نرود و بیان اندیشه برای استاد آزاد باشد. من جسته گریخته چیزهایی می شنوم که فکر می کنم حرمت لازم به استاد گذاشته نمی شود. همواره دیده ایم در هر تغییری بزرگترین صدمات به اساتید دانشگاهها وارد می شود. بازنشستگی امری ضروری است اما نباید طوری اجرا شود که دانشگاهها را خالی از محققین برجسته کند. یک عیب کلی در دانشگاههای ما وجود دارد و آن این است که بین اساتید برجسته صاحبنظر و با تجربه و استادانی که تازه آغاز به کار کرده اند فاصله عمیقی وجود دارد.
* تبعات بازنشستگی کردن اساتید پیش از موعد چیست؟ - یکباره بازنشسته کردن اساتید با تجربه و قدیمی باعث می شود دانشگاه از تجربیات آنها به طور کامل سود نبرد و دانشگاه دست افرادی بیفتد که تجربه کافی ندارد. استادان قدیمی را باید نگه داشت و به تدریج بازنشسته کرد تا استادهای متوسط از تجربیات آنها سود ببرند. * برخی عنوان می کنند که اساتید قدیمی دانشگاهها به ویژه دانشگاههای بزرگ مافیایی عمل می کنند و نمی گذارند اساتید جوان به دانشگاهها راه یابند و نسبت به جذب انها اعلام عدم نیاز می کنند. آیا این موضوع صحت دارد؟
* در برخی موارد اساتید قدیمی علم قدیمی دارند و علمشان را به روز نمی کنند از سوی دیگر اساتید جوان به دلیل تازه فارغ شدن از تحصیل با علم روز بیشتر آشنا هستند از همین رو عنوان می شود اساتید قدیمی از ورود اساتید جدید با علم روز به دانشگاه واهمه دارند و با ورود آنها مخالفت می کنند این موضوع را قبول می کنید؟ - این سخن به نظر من خنده داراست. اگر استادی در این حال باشد نه تنها بازنشسته بلکه باید اخراج شود. کسی موافق چنین کاری نیست. * آزادی افکار و بیان اندیشه را در جامعه علمی دانشگاهی فعلی چگونه ارزیابی می کنید؟
* شما گفتید "در دانشگاه قدری بیشتر از جامعه" چرا اینطور استنباط می کنید؟ - مباحثی که در دانشگاه اتفاق می افتد بیشتر نظر علمی و فنی دارد و طبیعتا قلمرویی آزادتر برای آن قائل هستند تا در دادگستری، شهرداری و ... . * شما سالها است در رشته حقوق تحقیق و تدریس می کنید. بزرگترین معضل رشته حقوق در ایران در مقایسه با کشورهای پیشرفته چیست؟ - معضلی که در رشته حقوق داریم به تطبیق قواعد سنتی مان با مسائل اجتماعی روز مربوط می شود. در برخی رشته ها مانند حقوق مدنی که کار من است استادان از گذشته سعی کرده اند قواعد را با مصادیق روز تطبیق دهند و طوری آنها را تفسیر کنند که نه به اصول برخورد کند و نه مخالف با مسائل روز باشد اما در برخی رشته ها مانند حقوق جزا این کار سالیان سال است که انجام نشده است.
* تبعات چنین مشکلی در جامعه چه می تواند باشد؟ - به عنوان مثال اعدام نوجوانان که گاهی در رسانه ها شنیده می شود معضل بزرگی است. البته شنیده ام طرحی در قوه قضاییه مطرح است که سن رشد را در مورد جزاییات 18 سال قرار دادند. ما با یک تفاسیری در حقوق مدنی همان 18 سال را پذیرفته ایم اما چنین موضوعی در حقوق جزا بسیار مشکل است. * وضعیت رشته های جدیدی که در حقوق راه اندازی شده اند چگونه ارزیابی می کنید؟ - این رشته ها باید در کشور پخته شوند و برای اینکه یک رشته در دانشگاه پخته شود زمان می خواهد. به قول یکی از اساتید انگلیسی که عنوان می کرد 100 سال زمان لازم است تا چمنهای یک دانشگاه جدید در آمریکا مانند چمنهایی که در آکسفورد است شود رشته های جدید نیز همینطورند. باید درباره آن تحقیق و کار شود. طبیعی است که رشته ای مانند حقوق مدنی که 1300 سال بر روی آن تحقیق شده نباید با رشته ای تازه تأسیس مانند حقوق مالکیت فکری یکسان باشند. *چشم انداز خوبی را برای رشته های تازه تأسیس می بینید؟ - امیدوارم این رشته ها نیز پختگی لازم را در آینده به دست آورند. به نظر من بخشهایی از حقوق مدنی باید جذب این موارد جدید شود. * شخصا بیشتر به تدریس علاقه دارید یا تحقیق در حقوق؟ - من به تحقیق و پژوهش بیشتر علاقه دارم. البته تدریس انتقال معانی به دانشجو است و محاسن خاص خود را دارد. تربیت دانشجو مقدس است اما اگر در آن افراط شود استاد به یک ماشین و سخنگوی مطالب تبدیل می شود و کارش صدمه می بیند. * درباره اهمیت تحقیق در رشته حقوق بگویید و اینکه در حال حاضر چقدر به آن پرداخته می شود و در دانشگاهها به چه اندازه جدی گرفته می شود؟ - تحقیق اصولا در مورد دانشجویان جدی گرفته نمی شود. تجربه نشان داده دانشجویان تا زمانی که مطالب را می خوانند و می خواهند پس بدهند دانشجویان خوبی هستند اما به ابتکار و ابداع که می رسد ضعیف هستند و دلیل آن این است که ضمن مسائل آموزشی تجربه ای پیدا نمی کنند.
* وضعیت بررسیهای میدانی در رشته حقوق چگونه است؟ - در گذشته دانشجویان می توانستند در دادگاهها حضور یابند اما پس از مدتی این روند به دلیل اینکه حس شد جنبه صوری پیدا کرده حذف شد. دانشجو به جای کار جدی و مطالعه در دادگاه از رئیس دادگاه امضا می گرفت که چند جلسه را در دادگاه حاضر شدند. * پس شما فکر می کنید انگیزه درونی برای دانشجویان برای کار عملی وجود ندارد؟ - بله دقیقا. * شما به عنوان یک استاد دانشگاه برای اینکه انگیزه درونی در دانشجویان ایجاد شود چه می کنید و چه پیشنهادی می کنید؟
- باید در عرض کلاسهای تئوری کلاسهای عملی گذاشت و از قضات و وکلا خواست کلاسهای عملی را در کنار کلاسهای آموزشی اجرا کنند. این باعث می شود که تجربه و عمل با هم آمیخته شوند. * شما شخصا چگونه این تجربه را ایجاد می کنید؟ - من در کلاسهای درس بخشهایی از قرائت و تمرین را که به رویه قضایی مربوط می شود پیش بینی می کنم. این وسیله ای است که می تواند بخشی از احتیاجات دانشجویان را در برابر مسائل عملی برطرف کند. * سر کلاس استاد سختگیری هستید به ویژه در امر حضور و غیاب؟ - اعتقادی به سختگیری در کلاسهای درس ندارم. باید جوری درس داد که دانشجو با میل به کلاس وارد شود نه با انضباط و محروم کردن. * جدیدا عنوان می شود که تولید علم در کشور با شیب تندی پیش می رود نظرتان چیست؟ - من به کمیت اعتقادی ندارم. کیفیتها را باید دید. * چقدر به نمایه و چاپ مقالات علمی در پایگاههای بین المللی و تبدیل این موضوع به عنوان معیار پیشرفت و ارتقاء اعتقاد دارید؟ - اصلا اعتقادی ندارم به ویژه در علوم انسانی. یک ریاضیدان و فیزیکدان احتیاج به زبان بین المللی ندارد. با توضیح یک فرمول می تواند تحقیق خود را چاپ کند اما این روند قابل مقایسه با زمانی نیست که فرد در علوم انسانی بخواهد راجع به فلسفه ملاصدرا تحقیق کند و آن را به انگلیسی برگرداند و در مجله خارجی چاپ کند. به نظر من توهین به فرهنگ ایران است که در صورتی مطالعات یک حقوقدان و ادیب را قبول کنند که در یک مجله خارجی آنها را چاپ کرده باشد. * پس چه چیزی در علوم انسانی باید معیار سنجش و ارزیابی پیشرفت علمی باشد؟ - باید دید علوم انسانی به چه میزان در جامعه نفوذ کرده است. به عنوان مثال تحقیقات ما درباره حقوق چقدر در رویه قضایی کشور نفوذ کرده. این موارد باید سنجیده شود نه اینکه در یک مجله خارجی سیاه مشق پس بدهند. * دکتر کاتوزیان متوجه پایان وقت مصاحبه با شما هستم اما تازه داشتم از صحبتهای شما لذت می بردم که متاسفانه این وقت کوتاه به پایان رسید. - من هم سپاسگزارم. ................................................. | ||||
| ||||
زندگی برای عدالت
ناصر کاتوزیان کیست؟
متولد: ۱۳۱۰. تهران، محله دردار. دوران ابتدایى اش را در دبستان اقبال در خیابان «شهباز» به اتمام رسانده و دوران دبیرستان را در دبیرستان علمیه طى مى كند و پس از نقل مكان به خیابان «آب منگل» در خیابان رى در همان دبیرستان مى ماند تا اتمام این دوران. دكتر كاتوزیان با كلاس پنجم نظام قدیم رشته علمى را دنبال مى كند و در كلاس ششم آن زمان رشته ادبى را انتخاب مى كند، در همان رشته ادبى در ایران شاگرد اول مى شود و موفق به دریافت مدال درجه ۲علمى براى اولین بار در ایران مى شود. همین دریافت مدال مشوق او مى شود براى ادامه تحصیل. او با انتخاب رشته حقوق تحصیلات خود را در دانشگاه ادامه مى دهد و در این رشته موفق به كسب مدال درجه یك علمى این رشته مى شود. با فوت پدر در سال دوم دانشگاه ضربه بزرگى به دكتر كاتوزیان وارد مى شود و این ضربه باعث مى شود تا او از رفتن به وزارت امورخارجه پشیمان شود و رشته قضا را انتخاب كند. او در این رشته در مقاطع مختلف تا دكترا همواره با عنوان شاگرد اولى فارغ التحصیل مى شود و رساله اش را در سال ۱۳۳۹ باعنوان «وصیت» به پایان مى رساند و به دفعات متعدد به كشورهاى فرانسه و انگلیس و آمریكا سفر مى كند. در آنجا غور و تفحص بسیار مى كند. با این حال علاقه وافر او به فقه باعث مى شود تا مطالعات فراوانى را هم در این زمینه داشته باشد. همین امر باعث مى شود تا زبان عربى را به همان اندازه بداند كه در زبان فرانسوى و انگلیسى متبحر شده بود. در سال ۱۳۳۲ اولین مقاله استاد در مجله كانون وكلاى آن زمان به چاپ مى رسد و سلسله مقالاتش در این باره ادامه پیدا مى كند تا اولین كتاب او تحت عنوان «وصیت همزمان» با اتمام دوره دكترى به چاپ برسد. دكتر ناصركاتوزیان اولین دانشجوى ایرانى است كه موفق به اخذ مدرك دكتراى حقوق در ایران و دانشگاه تهران شده است. او در سال ۱۳۳۳ در سن ۲۳سالگى ازدواج مى كند كه حاصل آن دو فرزند پسر است كه یكى از آنها دكتراى روانشناسى بالینى دارد و در حال حاضر مقیم آمریكا است و دیگرى مهندس الكترونیك است و در همان دیار زندگى مى كند. دكتر ناصر كاتوزیان ۴۳ جلد اثر تألیفى و تحقیقى دارد كه برخى از آنها به ۹۰۰صفحه مى رسد مهمترین آنها عبارتند از: ۱ ـ عدالت قضایى (۲جلد) كه مجموعه آرایى است كه او در دوران قضاوتش جمع آورى كرده. ۲ ـ گامى بسوى عدالت (۲جلد) توصیفى از زندگى خود استاد است كه تمام زندگى اش را گامى به سوى عدالت مى داند. این ۲كتاب شامل بیش از ۴۰۰مقاله اى است كه او در مورد حقوق اساسى نوشته است. ۳ ـ مقدمه علم حقوق كه هنوز در دانشگاههاى مختلف تدریس مى شود و بیش از چهل بار تجدید چاپ شده است. ۴ ـ فلسفه حقوق (۳جلد) گل سرسبد كتابهاى دكتر كاتوزیان. او این ۳جلد كتاب را بیش از همه آثارش دوست دارد. البته جلد سوم این مجموعه منطق حقوق نام دارد. ۵ ـ حقوق مدنى: دكتر كاتوزیان بیش از ۲۰جلد كتاب درباب موارد مختلف حقوق مدنى از جمله خانواده، تعهدات، قراردادها، مسؤولیت هاى مدنى، ارث و وصیت و… نوشته است. ۶ ـ نظریه عمومى حقوق ۷ ـ كلیات حقوق ۸ـ فرهنگ كاتوزیان ۹ ـ تاریخ انقلاب مشروطه ایران ۱۰ ـ آزادى اندیشه و بیان: دكتر كاتوزیان این كتاب را به سفارش سازمان ملل متحد در مورد آزادى اندیشه و بیان در ایران نوشته است. اولین قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران نیز توسط دكتر كاتوزیان تدوین شده است.
زندگی برای عدالت
بهتر است از آخر شروع كنیم. غروب آویزان شاخه ها بود كه دكتر «ناصركاتوزیان» جمله آخرش را گفت. جمله اى كوتاه، پرمغز و ماندنى. حكایت آینه و جوان و پیر و خشت خام. «به جوانها مى گویم اگر از چیزى عصبانى هستید مراقب باشید، میراث گرانبهاى چندین و چندساله پدرانتان را از روى عصبانیت به زمین نزنید...» و این تمام پختگى و حوصله پیرمردى سفیدموى و مرتب را نشان مى دهد كه شمرده شمرده سخن مى گوید و هیچ عجله اى براى گفتن ندارد. دكتر ناصر كاتوزیان حالا درآستانه ۷۳سالگى است. با آنكه جدى است اما مهربانى و شفقت در چشمانش موج مى زند. متین، صبور، مؤدب و خوش سخن و البته آراسته. «امیرناصر كاتوزیان» دركوچه در دار درخیابان رى به دنیا آمده است. ده سال پیش از آنكه رضاشاه اریكه قدرت را به قماش انگلیس و دارودسته متفقین بسپارد.
او درباره ۷۳سالگى اش با خنده مى گوید: «به نظر شما زیاداست اما اگر ۷۳ساله باشید متوجه مى شوید كه چقدر كم است» .
خاندان كاتوزیان ازخانواده هاى باسابقه و كهن در تهران است و نام خانوادگى اصلى آنها تهرانى بوده است كه درزمان رضاشاه وقتى مجبور به دریافت شناسنامه مى شوند به دلیل علاقه به زبان اصیل پارسى، لغت «كاتوزیان» را از شاهنامه براى نام خانوادگى خویش اقتباس مى كنند و كاتوزیان به معناى پارسایان است. «گروهى بودند كه تقریباً روحانیون دربار ساسانى را تشكیل مى دادند و درواقع طبقه باسواد زمانه خود بودند و از نفوذ فراوانى برخوردار بودند و چون خانواده ما خانواده اى روحانى بود. حتى عموى من قبلاً روحانى بود و بعدها به اجبار دربار عمامه ازسر برمى گیرند و این فامیل را از شاهنامه مى گیرند. آنجا كه مى گوید «گروهى كه كاتوزیان خوانى اش/ به رسم پرستندگان دانى اش» و این شعر فردوسى است.» چرا دكتر ناصر كاتوزیان رشته حقوق را انتخاب كرده است؟ دلیلش براى این كار متواضعانه است. مى گوید: «اتفاق باعث آشنایى من با علم حقوق شد.» و همین اتفاق باعث مى شود تا سرآمد دوران خود دراین رشته شود و شاید اگر او كاپیتان تیم والیبال مدرسه اش نمى بود و اصرار مدیرمدرسه براى حفظ این دانش آموز نبود او هرگز وارد عرصه حقوق نمى شد. «و البته اتفاق تنها هم نبود. بعدها كه وارد دانشگاه شدم از انتخاب خودم كاملاً راضى بودم و به آن افتخارمى كنم.» شاید انتخاب رشته حقوق درخانواده كاتوزیان یك سنت نباشد اما اغلب بزرگان و مشاهیر این خانواده براى ادامه تحصیل خود رشته حقوق را انتخاب مى كنند و خود استاد دراین باره مى گوید: «خانواده ما بیشتر حقوقدان هستند. بزرگان خانواده ماقبل از من هم به حقوق خیلى علاقه مند بودند. حتى یكى از قوم و خویش هاى ما اول دانشكده پزشكى را انتخاب كردو بعد پشیمان شد و درانگلستان اقتصاد سیاسى را برگزید.» و البته منظور استاد كسى نیست جز «محمدعلى كاتوزیان » كه بسیارى از آثارش در ایران چاپ شده و مورداستفاده قرارمى گیرد. خواسته هاى مغفوله خاندان كاتوزیان البته نقش فراوانى درهدایت استاد به رشته حقوق داشته و خود نیز معترف این ماجراست. زراندوختن و جمع ثروت صفتى نیست كه اهالى علم و تحقیق را تحریك كند و این روحیه البته از ویژگیهاى دكتر كاتوزیان هم هست. چنانكه پس از اتمام دوران دانشكده حقوق در مقطع لیسانس از سال ۱۳۳۴ تا ۱۳۴۵ در دادگسترى روزگار مى گذراند و مشاغل مختلفى را تجربه مى كرد تا جایى كه حتى به ریاست دادگاه اراك و مستشار دادگاه استان و معاون ادارى و حقوقى هم مى رسد، اما داشتن روحیه تحقیق و پژوهش از یك طرف و عشق و علاقه او به تدریس و همچنین مخالف خوانى هایش با دستگاه حاكم از طرف دیگر سبب شد تا كنج خلوت تحقیق و تفحص را به دنیاى پراضطراب و جنجال دادگسترى ترجیح دهد و به دنیاى علم و آرامش نقل مكان كند.
«روزى كه لیسانسم را گرفتم، درس وصیت را كه درس بسیار مشكلى هم بود، در كتابهاى فقهى هم مى دیدم كه البته مفصل ترین مبحث آن كتابها هم همین مسأله وصیت است. این انگیزه كه بتوانم در باب این مسأله تحقیق كنم، باعث شد تا از همان روزى كه قلم دانشجویى را زمین گذاشتم، قلم تألیف را به دست بگیرم.» «من هم مثل هر جوانى در آن ایام آرزویى داشتم. من همیشه آرزو داشتم تا یك نویسنده و محقق بزرگ شوم. هیچ وقت آرزو نداشتم یك ثروتمند بزرگ یا یك سیاستمدار مشهور یا یك قدرتمند واقعى شوم.» آیا او به آرزویش رسیده؟ در جواب این پاسخ چیزى جز لبخند از دكتر ناصر كاتوزیان نخواهید شنید. او رسیدن به آرزو را به مثابه توقف مى داند. مى گوید «وقتى میكل آنژ مجسمه «پتیا» را ساخت و در كلیسا خیلى مورد توجه قرار گرفت، خودش گریه مى كرد. وقتى از او پرسیدن چرا گریه مى كنى؟ گفت: براى اینكه این پایان كار من است. چون از این كار خوشم آمده.» و این گفته كاتوزیان نشان دهنده تلاش او براى نگه داشتن روحیه نارضایتى از خود و طلبگى است.
او از كارهاى خود به معناى واقعى راضى نیست و در جواب این سؤال كلیشه اى كه اگر دوباره به دنیا بیایید، آیا همین مسیر را طى خواهید كرد؟ مى گوید: «اگر دوباره به دنیا بیایم، دوست دارم كارهاى قبلى ام را ادامه دهم.» بزرگترین معضل نظام حقوقى ما چیست؟ چرا خیلى از آنها كارایى خود را از دست داده اند؟ دكتر كاتوزیان فراموش شدن جامعه از سوى حقوقدانان را عامل عمده نقصان مى داند و مى گوید «آنها فكر مى كنند همه چیز در قانون باید گفته شود و منبعث از قانون است، درحالى كه حقوق غیر از قانون است. قانون بخشى از حقوق رسمى است كه توسط قوه مقننه و مجریه وضع مى شود، ولى این اندیشه ها هستند و جامعه و سازمانهاى اجتماعى كه حقوق را مى سازد و زمینه هاى اصلى اش را فراهم مى كند.» دكتر كاتوزیان دو دلیل را علت عقب ماندگى مان از كاروان تمدن و چسبندگى بیش از اندازه مان به قانون مى داند. اول آنكه حقوق ما نتوانسته است معناى واقعى فقه را بشناسد و همین ضعف عمده به قوانین ما سرایت كرده است و فكر مى كنیم همه چیز باید در قانون باشد و همه چیز را قانون به ما بگوید. در واقع ما فراموش كرده ایم كه عرف و عادت و هنجارهاى اجتماعى و نیازهاى آن نیاز مبرم به مراجعه ما به قوانین فقهى و بررسى دوباره آنها دارد. ضمن آنكه این عوامل خود نیازهایى را به وجود مى آورد كه این نیازها موجب به وجود آمدن قواعدى مى شود كه حتى دولتها را مجبور به وضع قانونى آنها مى كند. او در این باره مى گوید «درست است كه دولتها مقتدر هستند.
اما این اقتدار كاملاً ظاهریست و دولت از اطراف تحت فشارهاى متعدد اجتماعى است كه بخش عمده اى از آنها منبعث از نیازهاى اقتصادى و حتى سنتها واخلاق و مذهب است و این ها در واقع در حال مبارزه با یكدیگرند. قانونى كه وضع مى شود نتیجه پیروزى یكى از این فشارها بر سایر نیروها است. ما فراموش كرده ایم كه قوه قضاییه مى تواند در قلمرو قوانین و تفسیر آنها خود كارگزار باشد.» در واقع از نظر دكتر كاتوزیان دلیل اول عقب ماندگى نظام حقوقى ما از نیازهاى امروز سنت گرایى شدید است كه در ما وجود دارد و اجازه خلاقیت و تصمیم گیرى نمى دهد. و اما دلیل دیگر این عقب ماندگى: «ما از نظر نظام ادارى و حقوقى خیلى تحت تأثیر نظام حقوقى فرانسه قرار گرفتیم. آنها براى حقوق مدنى بعد از ناپلئون همین ارزش و تقدس را قائل بودند ولى حالا این طور نیست و آنها از این حیث خود را نو و مدرن كرده اند و ما همچنان و همان سر كلاه آى با كلاه مانده ایم.»
او معتقد است «حقوقدانان حتماً باید با این شیوه هاى كهنه و منسوخ مبارزه كنند و نداى عدالت و نداى وجدان و آن عرفان حقوقى را كه به هركسى كه حقوقدان هم نیست اما وقتى یك قضیه حقوقى پیش او مطرح مى شود مى تواند تشخیص دهد كه عدالت كدام طرف است را بیشتر مد نظر قرار دهند و به آن توجه بیشترى بكنند.»
از نظر او ما براى اینكه بتوانیم از یك نظر حقوقى مدرن و كارآمد برخوردار باشیم باید ابتدا جامعه مان عادت كند به اینكه قانون را درست اجرا كند و بعد از آن وقتى كه به قانونگرایى كامل رسیدیم آن زمان بهترین زمان براى یافتن راه حل مناسب براى دور زدن قوانین ـ در جهت بهبود شرایط زیست اجتماعى ـ و تنظیم دوباره آنها در استنباطها براى رسیدن به عدالت واقعى خواهد بود.دكتر كاتوزیان مى گوید: «هدف حقوق و تمام زیر و بم آن اجراى كامل عدالت و مصونیت جامعه از ظلم و بى عدالتى است.» او علت اصلى ماجراى مشروطیت را هم در همین نكته مى بیند و مى گوید : «عموى من یكى از سران اصلى مشروطیت بود و از او یادداشتهاى متعددى هم در این باره به دست من رسیده كه آن را در كتابى تحت عنوان «برداشتهایى راجع به تاریخ مشروطیت» به چاپ رسانده ام. در آنجا در مقدمه اش نوشته ام كه انقلاب مشروطیت در واقع قیامى براى دموكراسى خواهى نبوده است بلكه حكومت عادل مى خواسته اند و عدالتخانه.» او علت مشروطیت را آراى متضادى مى داند كه قضات آن زمان صادر مى كردند و فساد شدیدى كه در دستگاه قضاى آن دوران رخنه كرده بود را عامل اصلى آن قیام مى داند. دكتر كاتوزیان در باره آزادى مى گوید : «آدمى اگر نتواند آنگونه كه مى اندیشد افكارش را بیان بكند و اصلاً جرأت بیان فكرش را نداشته باشد مطمئناً اندیشه شكوفا نخواهد شد»
و این یكى از دغدغه هاى اصلى اوست. از نظر او هنوز سنگینى سالیان دور و دراز حكومتهاى مستبد در تاریخ ایران بر رفتار و سكنات ما سایه انداخته است و ما هنوز تحت تأثیر بیش از چند هزار سال استبدادى هستیم كه در تاریخ مان به ثبت رسیده و تازمانیكه سنگینى این سایه از شانه هاى ما جدا نشود در بحث آزادى و عدالت همچنان در خم اول این وادى باقى خواهیم ماند و این حاصل نمى شود مگر زمانى كه هر كس هر آنچه مى اندیشد را بیان كند و برخورد اندیشه ها براثر همین اصل پیش پا افتاده میسر گردد. او مى گوید: «در همین حقوق موانع فراوانى براى آزاد اندیشى وجود دارد و تا این موانع از سر راهش برداشته نشود پاى نظام حقوقى ما همچنان مى لنگد.»
منبع : روزنامه ایران؛ 15 اردیبهشت 1383؛ صفحه افق .
خاطرات زیبای دکتر ناصر کاتوزیان
انتخاب كاتوزیان، آزمایش، جعفری لنگرودی و دادبان به عنوان چهرههای ماندگار با رای حدود 35 هزار وكیل
رییس اتحادیه سراسری كانونهای وكلای دادگستری از انتخاب چهار تن از اساتید حقوق به عنوان چهرههای ماندگار در پایان چهاردهمین همایش اتحادیه سراسری كانونهای وكلای دادگستری خبر داد.
بهمن كشاورز در گفتوگو با خبرنگار ایسنا اظهار كرد: در پایان چهاردهمین همایش اتحادیهی سراسری كانونهای وكلای دادگستری ایران (اسكودا) هیات عمومی مشتمل بر هیاتهای مدیره كانونهای 19 گانه ایران به عنوان نمایندگان نزدیك به 35 هزار وكیل و كارآموز سراسر ایران به اتفاق آراء آقایان استاد دكتر امیر ناصر كاتوزیان، استاد دكتر علی آزمایش، استاد دكتر محمد جعفر جعفری لنگرودی و استاد دكتر حسن دادبان را به عنوان چهرههای ماندگار انتخاب كردند.
وی خاطرنشان كرد: مقرر شد اتحادیه نسبت به اعلام این موضوع به رسانهها اقدام كند.
منبع : سرویس: فقه و حقوق - حقوق اجتماعی خبرگزاری دانشجویان ایران - تهران
رتبه 1 حقوق جزا
جشن فارغ التحصیلی دانشگاه
وصیت عقد است یا ایقاع
پیوند عضو پس از قصاص
دانلود مجموعه قوانین برای دانلود هرمورد به ادامه مطلب رفته و روی دانلود كلیك كنید
دانلود مجموعه قوانین
تبلیغات



مدیر وبلاگ :